خط خط های من (گالی پوش)


خانه ای داشتم من

سر او گالی پوش

که اتاقی کم نور

تو ی آن جنگل سبز

برکه هایش پر آب

در کنارش چمنی می رویید

چمن از روییدنش می بالید

صبح فردا رسید

با طلوع خورشید

نور بر خانه من می تابید

همه جا جام بلور

نور رحمت که خدایی دارم

آن خدایی که برام ستار بود

قدرتش بر همه کس آشکار بود

توی تاریکی شب

نور مهتاب مرا غمخوار بود

خانه ام پر نور شد

شب و روزم پر شد

پر از نور خدا

آن خدای یکتا

که همش با من بود

k-dadkhah

/ 0 نظر / 19 بازدید